وای چقدر دلم تنگ شده بود برای بیرون...شلوغی...سر و صدا...ترافیک...شهر شلوغ پلوغ به هم ریخته ی در به داغون...
مردم...مغازه ها...همه چی...
ولی الان حس میکنم...و خواب بهترین چیزه...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 15:51 توسط hera

