تبليغاتX
اسمون - با تاخیر!!!
بهار بهار بهار....کاش شروع خوبی داشته باشید و شیم...هرچند با تاخیر


دی شد و بهمن گذشت,فصل بهاران رسید

جلوه گلشن به باغ, همچو نگاران رسید

زحمت سرما و دود,رفت به کور و کبود

شاخ گل سرخ را وقت نثاران رسید

باغ ز سرمل بکاست,شد ز خدا داد خواست

لطف خدا یار شد,دولت یاران رسید

آمد خورشید ما باز به برج حمل

معطی صاحب عمل,سیم شماران رسید

طالب و مطلوب را,عاشق و معشوق را

همچو گل خوش کنار,وقت کتاران رسید

بر مثل وامدار,جمله به زندان برند

زرگر بخشایش اش,وام گزاران رسید

جمله صحرا و دشت,پر زشکوفه ست و کشت

خوف تتاران گذشت,مشک تتاران رسید

هرچه بمردند پار,حشر شدند از بهار

آمد میر شکار,صید شکاران رسید

آن گل شیرین لقا,شکر کند از خدا

بلبل سر مست ما,بهر خماران رسید

وقت نشاط است و جام,خواب کنون شد حرام

اصل طرب ها بزاد,شیره فشاران رسید

جام من از اندرون,باده من موج خون

از ره جان ساقی خوب عذاران رسید

 

 

مولوی.

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 21:32 توسط hera |